​*داستانی بسیارجالب وآموزنده ازبهلول* ????? *بهلول شبی در خانه اش مهمان داشت ودر حال صحبت با مهمانش بود كه قاصدي از راه رسيد. قاصد پيام قاضي را به او آورده بود. قاضي مي خواست بهلول آن شب شام مهمانش باشد. بهلول به قاصد گفت: از طرف من از قاضي عذر بخواه ،… بیشتر »
کلیدواژه ها: بهلول, داستان, کم گویی

موضوعات: داستان
   شنبه 20 مهر 1398نظر دهید »