​پادشاهی را وزیری عاقل بود از وزارت دست برداشت. پادشاه از دگر وزیران پرسید وزیر عاقل کجاست؟ گفتند از وزات دست برداشته و به عبادت خدا مشغول شده است. پادشاه نزد وزیر رفت و از او پرسید از من چه خطا دیده ای که وزارت را ترک کرده ای؟ گفت از پنج سبب: اول: آنکه… بیشتر »
کلیدواژه ها: خدا, داستان, وزیر, پادشاه

موضوعات: داستان
   دوشنبه 21 اسفند 1396نظر دهید »